تبلیغات
. - پوریا حیدری: موسیقی ما بین دیروز و امروز سردرگم مانده است
.
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
نویسندگان

مصاحبه ی ماهنامه ی " هفت نگاه " با پوریا حیدری . در این مصاحبه پوریا از شروع همكاریش با " بابك جهانبخش " و دیگر فعالیت هایش می گوید .



موسیقی ما - مریم خوشرنگ: پوریا حیدری یکی از مطرح ترین و موفق ترین آهنگسازها و تنظیم کننده های سال های اخیر است.حضور او در هر آلبومی در اکثر اوقات نضمین کننده آن آلبوم بوده و می شود گفت از معدود موزیسین هایی که در دو زمینه موسیقی الکترونیک و ارکسترال از توانایی های بالایی برخوردار است.انتشار آلبوم های جدید محمد اصفهانی و نیما مسیحا در بهار امسال و حضور موفق پوریا حیدری در این دو آلبوم بهانه ای شد که گفتگویی با این آهنگساز جوان و موفق داشته باشیم.


  • امسال با آهنگها و تنظیم هایی که در آلبوم های نیما مسیحا و محمد اصفهانی داشتید حضور موفقی در عرصه پاپ داشته اید.دلیل موفقیت تان در سالهای اخیر را در چه می دانید ؟
ببینید هر شخصی در هر زمینه‌ای که فعالیت می‌کند باید در آن خصوص صاحب توانمندی‌هایی باشد تا به موفقیت برسد. ضمن اینکه باید بتواند از توانمندی‌هایش به درستی استفاده کند. دلیل همکاری من با این عزیزان روابط و دوستانی بودند که بنده را می‌شناختند و با نوع و ساختار موسیقایی‌ام آشنا بودند. این ارتباطات و تلاش خودم باعث شد تا بستر همکاری با این عزیزان مهیا شود. 
  • با توجه به همکاری های موفقی که با بابک جهانبخش داشتید چرا در آلبوم جدیدش با او همکاری نکرده اید؟
شروع داستان همکاری من با بابک به این صورت بود که چندین سال پیش علی بحرینی با من تماس گرفت ودر مورد چند خواننده که تصمیم گرفته بودند وارد بازار موسیقی پاپ شوند صحبت کرد. در یک قرار حضوری صداها را با هم گوش کردیم و من با صدای بابک جهانبخش ارتباط خوبی برقرار کردم. از همان زمان فکر می‌کردم بابک خواننده‌ی موفقی می‌شود که خدا را شکر همین طور هم شد. اولین کار مشترک ما در هیچ یک از آلبوم‌های بابک قرار نگرفت، نه به دلیل ضعیف و یا بد بودن، به دلیل اینکه فضای آن قطعه با کلیت یک آلبوم، هیچ سنخیتی نداشت. خوشبختانه در طی سه سال من و بابک کارهای مشترک زیادی با هم انجام دادیم که تمام‌شان کارهای خوبی بودند نکته قابل توجه این است که در ساخت یک قطعه‌ی موسیقایی همه‌ عوامل دست به دست هم می‌دهند تا سانترهای موفقی شکل بگیرد و این خواننده است که باید ضربه‌ را به گل تبدیل کند. همیشه به این نکته اشاره کردم، بابک جهانبخش توانایی به گل رساندن ضربه ی نهایی را دارد. فضای کارهای من چه در موسیقی فیلم، چه در موسیقی پاپ مشخص و تعریف شده است . به هر حال در حد توان تمام تلاش خودم را به کار می‌گیرم تا لطمه‌ای به اعتماد خواننده نزنم. دلیل موفق بودن همکاری من با بابک این است که زمان بیشتری را برای بابک صرف کردم. منظورم این نیست که برای دیگر دوستان کم‌کاری می کنم، نه. من و بابک زمان بیشتری در کنار هم بودیم و این در شکل‌گیری یک کار موفق تاثیر بسیاری دارد.
  • و در آلبوم احساس... ؟
برای آلبوم احساس شش قطعه کار ساختم که تمام آنها در آلبوم قرار گرفت. البته فروردین سال 88 آلبوم احساس جمع‌آوری شد و سال 89 منتشر شد . 
  • مشکلی بین‌تان پیش آمد که بعد از سال‌ها همکاری، در آلبوم زندگی من همکاری ای با هم نداشتید؟
همیشه و همه جا عرض کردم من با بابک هیچ وقت مشکل نداشتم و نخواهم داشت. هنوزم دوستان خوبی برای هم هستیم اما در زمان جمع آوری آلبوم زندگی من تا حد زیادی اختلاف سلیقه داشتیم و همچنین هماهنگ کردن زمان بین من و بابک سخت بود.از روزی که همکاری ما شروع شد قرار بر این بود که ملودی و تنظیم در راستای یکدیگر و با دو سبک متفاوت ساخته شوند. نود درصد ملودی‌ها ایرانی بودند و تنظیم‌ها با ساختار غربی شکل می‌گرفتند. موضوع این است که ما هر دو فکر کردیم در دیدگاه و سبک و سلیقه‌مان تغییراتی را انجام دهیم. این به هیچ عنوان اشکال نیست ضمن اینکه می‌تواند اتفاق خوبی برای یک آهنگساز و یا تنظیم‌کننده باشد. نکته‌ای که باید به آن اشاره کنم 
این است که من به شدت معتقدم خواننده‌ای که به طور دایم با یک نفر همکاری داشته باشد به تکرار جبران ناپذیری می‌رسد. این فاصله هم برای من هم برای بابک اتفاق خوبی بوده تا تجربه‌های جدیدی را کسب کنیم و البته خدارو شکر شاهد پیشرفت روز به روز یکدیگر بودیم.
  • همکاری تان با محمد اصفهانی در آلبوم جدیدش چگونه اتفاق افتاد؟
همانطور که در قبل توضیح دادم به قول قدیمی‌ها چشم و گوش بسته، این اتفاق نیفتاده است. همکاری من با آقای محمد اصفهانی به این صورت شکل گرفت که ترانه‌ای از خانم ترانه‌ مکرم در دست داشتم که ارتباط خوبی با آن برقرار کردم . بعد از ساخت ملودی احساس کردم این قطعه را تنها آقای اصفهانی می‌توانند به خوبی اجرا کنند. با ایشان تماس گرفتیم و بعد از شنیدن آن، کار را پسندیدند و در نهایت کار در آلبوم بی‌واژه قرار گرفت. ضمن اینکه برخلاف تمام کارهای همیشگی ام که ساختاری غربی داشتند، موسیقی این ترانه را به طور کامل ایرانی ساختم.
  • و اما همکاری با نیما مسیحا در آلبوم توهم چطور شکل گرفت؟
همکاری من با نیما مسیحا از طریق بابک صحرایی شکل گرفت.سه سال پیش بابک صحرایی یک قطعه ای برای تنظیم به من داد که توسط نیما مسیحا اجرا شد و کار بسیار خوبی از آب درآمد که اولین همکاری من با نیما مسیحا بود.در آلبوم توهم هم بابک صحرایی مدیر هنری آلبوم بود و قطعات را او به من و دیگر دوستان سفارش می داد و ابتدا توسط او انتخاب می شدند و بعد در اختیار نیما مسیحا قرار می گرفتند.از آنجا که در طی سالهای گذشته همکاری های زیادی با بابک صحرایی داشته ام طبیعتا در این آلبوم هم این همکاری ادامه پیدا کرد و در نهایت 6 تنظیم و یک ملودی در این آلبوم داشتم.نیما مسیحا خواننده بسیار خوب و انسان بسیار دوست داشتنی و شریفی است و از همکاری با او بسیار لذت بردم.کما اینکه ما یعنی بابک صحرایی و نیما مسیحا و من تصمیم داشتیم که در این آلبوم فضاهای تازه تری را تجربه کنیم که به شخصه از نتیجه کارمان رضایت زیادی دارم.
  • بابک صحرایی تنها نامی است که به عنوان ترانه سرا در این مجموعه حضور دارد. کمی درباره‌ی کلام این اثر صحبت کنید؟
بابک صحرایی یکی از بهترین ترانه سراهای حال حاضر است و بسیار متفاوت از خیلی ها می نویسد و فکر می کند.همیشه هم همکاری های ما موفقیت آمیز بوده اند.معتقدم ما کاری را انجام می‌دهیم که از دید و نظر مردم مورد پسند واقع شود. واقعیت این است که زمان جمع‌آوری یک اثر موسیقایی، معیار اصلی مخاطب می‌شود. این حرفی که می‌زنم به طور کامل کلیشه‌ای است اما مجبورم آن را تکرار کنم. یکی از بحث‌هایی که بین موزیسین‌ها مطرح می‌شود سلیقه‌ی مخاطب است. اگر یک اثر مورد استقبال و توجه مخاطبان قرار بگیرد یعنی موفق بوده، در غیر این صورت داستان به پایان رسیده است. خدا را شکر این آلبوم مورد استقبال قرار گرفت. و توانست کار خودش را به خوبی انجام دهد. استقبال از یک اثر موسیقایی یعنی اینکه مخاطب با صدا، موسیقی و به خصوص کلام آن اثر ارتباط خوبی برقرار کرده است. خوشبختانه این اتفاق برای آلبوم توهم افتاد و وقتی من برای خرید این آلبوم به فروشگاه می‌روم و فروشنده می‌گوید سی‌دی را تمام کردیم، در حالی‌که هنوز پوستر آن روی شیشه‌ی فروشگاه چسبانده شده، یعنی این آلبوم مورد توجه مخاطب قرار گرفته است. پوستر هست ولی سی‌دی تمام شده و این یعنی اتفاق خوب. ضمن اینکه بابک صحرایی ثابت کرده که در هر آلبومی برگ برنده تازه ای را رو می کند توانایی های مثال زدنی ای در ترانه سرایی دارد .
  • موسیقی پاپ در طی سه چهار سال گذشته دچار آشفتگی های بسیاری بوده است.چه نظری درباره این آشفتگی دارید ؟
موسیقی پاپ همچنان آشفته است.امروز هم همان آدم‌ها در حال کارکردن هستند. موضوع اصلی این است که ما به این موضوع چطور نگاه کنیم. وقتی کسی کاری را انجام می‌دهد به طور حتم با وجود مخاطب کار می‌کند اما مهم این است مخاطب چقدر به آنچه می شنود پایبند باشد. ضمن این که این مخاطب از چه قشری جذب خواننده می شود. خیلی‌ها به دلیل اینکه مسیر را درست نرفتند به بیراهه و بن‌بست رسیدند و به اعتقاد شما خواننده‌نما شدند. اگر اجازه بدهید می‌خواهم این سوال را این طور پاسخ بدهم. مشکل بزرگ موسیقی ما این است که ما آهنگ‌سازها و تنظیم‌کننده‌ها، کارهایمان را با موسیقی و ساندهای غربی مقایسه می‌کنیم و البته خواننده‌ها نیز خودشان را با خودشان مقایسه می‌کنند. این بزرگترین ضعف جامعه‌ی موسیقی ما شده است. ما هنوز بین دیروز و امروز سردرگم ماندیم. بزرگترین مشکل موسیقی همین است. به این دلیل پرفروش‌ترین آلبومی که تولید می شود بین هفتاد میلیون جمعیت، دویست یا سیصدهزارنسخه فروش می رود. البته به غیراز بحث اینترنت و غیره که در تمام جهان این مساله وجود دارد. مشکل ما اینترنت نیست به طور اساسی اشکال موسیقی ما در تغذیه‌ی مخاطب است. هنوز نمی‌دانیم آن‌چه که تولید می‌کنیم شاید با طبع و سلیقه‌ی مخاطب همگونی نداشته و دلخواه آنها نباشد.
  • وضعیت موسیقی، به خصوص موسیقی پاپ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
برخلاف خیلی از دوستان من اعتقاد دارم وضعیت موسیقی در مسیر درستی در حال حرکت است به خصوص به لحاظ موسیقی و تنظیم روند خوبی را پی‌ می‌گیرد. البته ناگفته نماند، چون برخی از دوستان هنرمند هنوز فرق ملودی و آهنگسازی را به خوبی نمی‌دانند، گاهی در بخش ملودی و آهنگسازی با مشکل روبرو هستیم. ملودی را در یک چارچوب کوچک می‌بینند. گویا به نوعی برای نوحه‌سرایی ملودی‌سازی می‌کنند که البته ساخت ملودی نوحه نیز خود نیاز به دانش دارد.
  • به نکته‌ی خوبی اشاره کردید. همیشه این سوال برای من و خیلی از همکاران و گاهی مخاطبان موسیقی پیش می آید که آیا بین ملودی‌سازی و آهنگسازی تفاوتی وجود دارد؟
سوال خوبی پرسیدید. هنوز این دوکلمه را با هم اشتباه می‌گیریم. آهنگساز با ملودی‌ساز تفاوت بسیاری دارد. متاسفانه نود درصد کسانی که از آن‌ها به عنوان آهنگساز نام‌ برده می‌شود، نمی‌دانند آهنگسازی یعنی چه..... ! آهنگساز کسی است که بدون ترانه یک خط ملودی می‌نویسد نه اینکه روی ترانه چند نت را هماهنگ کند و بگوید ما آهنگسازی کردیم. موضوع این است که آهنگسازی نیاز به دانش و شناخت کامل علم موسیقی دارد. وقتی شما یک قطعه را آهنگسازی می‌کنید یعنی آن قطعه اورتور( شروع ) دارد. بعد می‌رسد به خط وکال (صدای خواننده با شعر روی این بخش ضبط می شود) که هنوز شعر ندارد و سپس میدل تور(ملودی بین موسیقی، بدون صدای خواننده) و دوباره خط وکال......، این یعنی آهنگسازی. برای مثال به آثاری که در دهه ی چهل و پنجاه خلق می شده است از جمله شکار با شعری از محمد علی بهمنی، کویر( ح.ش) و یا یه مرد بود یه مرد بود با صدای فرهاد و موسیقی اسفندیار منفردزاده می توان اشاره کرد. اما وقتی شما روی ترانه آهنگسازی می‌کنید یعنی ترانه به شما هدف می‌دهد. وزن و حس می‌دهد و این یعنی ملودی، که نه اورتور دارد و نه هیچ چیز دیگر. این کار به دست تنظیم کننده می‌رسد و خیلی از بخش‌های آن در دست تنظیم‌کننده تغییر می‌کند. و گاهی تلفیق ترانه و موسیقی توسط تنظیم‌کننده درست می‌شود. نکته ای که باید به آن اشاره کنم این است که در موسیقی ایرانی، تلفیق شعر و موسیقی وجود دارد که اگر رعایت نشود معنای اصلی کلام تغییر می‌کند. 
  • همان‌طور که شما اشاره کردید و همه‌ی ما به خوبی می‌دانیم، ترانه یکی از پایه‌های اصلی یک اثر موسیقیایی به حساب می‌آید. اگر موافق باشید در این بخش کمی درباره‌ی دیدگاه‌تان نسبت به وضعیت ترانه در این برهه از زمان موسیقی صحبت کنید.
از دیدگاه من این بحث به طور کامل پیچیده است و من ترجیح می‌دهم تنها نظرات شخصی خودم را مطرح کنم. خلاف نظرم درمورد موسیقی که عرض کردم روبه پیشرفت است، باید بگویم در ترانه این طور نیست، و خلاف جهت موسیقی و تنظیم حرکت می‌کند. برای ترانه ی امروز و شاید فردا، بایدنگران بود. به غیر از تعدادی ترانه‌سرا که همه‌ی ما آنها را می‌شناسیم و با آنها کارکردیم، خیلی از ترانه‌سرایان حتا اصول اولیه‌ی ترانه‌ سرودن را نمی‌دانند. همان‌طور که شما می‌دانید ترانه یعنی تازه... نو و خیلی از دوستان ترانه‌سرا کمتر به این موضوع فکر می‌کنند که ترانه‌ باید رنگ و بوی تازگی داشته باشد. شنونده در اکثر ترانه‌ها بعد از شنیدن بیت اول بیت بعدی را به راحتی حدس می‌زند واین بزرگترین ضعف برای یک ترانه‌سرا محسوب می‌شود. دوستان شاعر و حتا گاهی دوستانی که موسیقی کار می‌کنند برای رسیدن به هدف عجله دارند. فراموش نکنیم آهسته و پیوسته حرکت کردن بزرگترین هنر برای یک انسان است.
  • خیلی از دوستان معتقدند پوریا حیدری با ساخت یک قطعه‌ در یک آلبوم می‌تواند به موفق شدن آن آلبوم کمک های زیادی کند. سوال من از شما این است که برای موفقیت یک قطعه‌ی موسیقایی چه فاکتورهایی را باید در نظر گرفت؟
این‌که دوستان این نظر را دارند لطف‌شان نسبت به بنده است. اما شما هیچ‌وقت نمی‌توانید حدس بزنید چه کاری بسازید تا به موفقیت برسد و مورد استقبال قرار بگیرد. یک موزیسین تنها می تواند حدس بزند چه کاری شنیده می شود یا مورد توجه قرار نمی گیرد. در مورد موفقیت یک کار به هیچ عنوان نمی‌توان نظر قطعی داد. 
  • به هرحال زمان ساخت یک قطعه ی موسیقایی برای شنیده شدن و یا موفقیت آن قطعه باید یک سری فاکتور را در نظر گرفت. شما چه فاکتورهایی را مد نظر قرار می‌دهید؟
همه‌ی نکات را باید در نظر گرفت. ترانه‌ی خوب، ملودی خوب، تنظیم و حتا میکس و مستر خوب در جذب مخاطب و موفقیت اثر، تاثیرگذار است. من همیشه گفتم برای ارایه‌ی کار خوب باید کیفیت کار، سلیقه‌ی مخاطب و ارزش کار را در نظر بگیریم تا بتوانیم یک اثر قابل دفاع و به روز را ارایه دهیم. در نهایت برای جمع‌آوری یک آلبوم خوب همه‌ی گروه باید در خدمت مجموعه و کار باشند.
  • اگر موافق باشید کمی در مورد آغاز فعالیت‌ حرفه‌ای خود در موسیقی صحبت کنید....
من کارم را با موسیقی کلاسیک شروع کردم و از این سبک به حوزه ی موسیقی پاپ وارد شدم. اما همیشه عاشق موسیقی فیلم بودم و برای انجام آن زحمت کشیدم. آنقدر که هیچوقت فکر نمی‌کردم درگیر موسیقی پاپ شوم. هرچند این روزها فعالیتم در بازار موسیقی پاپ، بیشتر شده است. اما در سال گذشته هشت تله فیلم که آخرین آنها، آخرین شب سال (از شبکه‌ی سه پخش شد)، فرمانده (ظهر عاشورا پخش شد)، را انجام دادم. همچنین ساخت موسیقی فیلم شش نفر زیر باران با کارگردانی علی عطشانی که در جشنواره‌ی فیلم فجر اکران شد را به عهده داشتم. در حال حاضر نیز ساخت موسیقی فیلم تو و من را به عهده دارم که کارگردانی آن را محمد بانکی به عهده دارند و با اطمینان عرض می‌کنم که فیلم بسیار موفقی خواهد شد. از ساخت موسیقی فیلم به خصوص فیلم خوب لذت می‌برم. زمانی که موسیقی فیلم کیش و مات را می‌ساختم بازی حمید گودرزی را خیلی دوست داشتم و ناخودآگاه خودم را به جای آن شخصیت قرار می دادم. شش نفر زیر باران به نظر من فیلم بسیار محکم و خوبی بود که دیدن این فیلم خالی از لطف نیست، البته من تدوین نهایی را ندیدم شاید اگر تغییراتی در آن انجام شده باشد.
  • به عنوان آهنگسازی که تجربه‌ی ساخت موسیقی برای فیلم و همچنین موسیقی برای یک آلبوم را داشته، تفاوت بین این دو را چگونه تعریف می‌کنید؟
ما در موسیقی پاپ برای مردم کار می‌کنیم. این بدان معنی نیست که همه چیز فدای یک چیز شود ولی تا جایی که به شعور مخاطب توهین نشود با میل و سلیقه‌ی خودمان کار می‌کنیم. در صورتی که درموسیقی فیلم، من به عنوان یک آهنگساز به طور کامل برده‌ی تصویر هستم. فقط به این فکر می‌کنم که روند فیلم‌نامه چگونه است. همچنین درک صحیح تصویر و احساس بازیگر را در نظر می گیرم. به طور مثال بازی آقای بیژن امکانیان در تله‌ فیلم فرمانده به حدی زیبا و قدرتمند بود که من در طول ساخت موسیقی بغض داشتم و یا فرزاد حسنی در فیلم شش نفر زیر باران به حدی قوی ظاهر شد که به نظر من یکی از نقطه‌های اوج فیلم بود. این توضیحات به خاطر این بود که بگویم روند ساخت موسیقی فیلم به خصوص فیلم نامه ی خوب روی من تاثیر بسیاری دارد. به همین دلیل ساخت موسیقی فیلم را عاشقانه دوست دارم. در نهایت موزیسینی که برای یک اثر سینمایی موسیقی می سازد تحت تاثیر فیلم‌نامه است و فیلم‌نامه می‌تواند وی را تاهرکجا که بخواهد با خودش ببرد. اما در موسیقی پاپ این طور نیست و ترانه تا حدود زیادی وظیفه ی تصویر را به عهده می گیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 6 شهریور 1390




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای . محفوظ است