تبلیغات
. - زندگی من و حاشیه
.
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
نویسندگان

درباره «زندگی من» آلبوم جدید بابک جهانبخش و همه حاشیه‌های حول و حوش این آلبوم در یک گفتگوی دو ساعته با این خواننده: 

 
  • کلا در این یکی دو سال اخیر استعداد عجیب و غریبی در ساختن تک تراک‌ها کسب کرده‌ای. در آلبوم «هشت» و فیلم دو خواهر و این اواخر هم قطعه «دوست دارم» که به رغم انتشار اینترنتی و استقبال فراوان مخاطبانت از آن، آنرا در آلبوم‌ات هم گنجاندهای. چرا تک تراک‌های تو همیشه خوب و بی‌نقص است و با استقبال رو به رو می‌شود؟
برای تک قطعه کار کردن دو وجه دارد. یعنی هم خوب است و هم سخت. سخت بابت اینکه کار دشواری ست که تو بتوانی در یک قطعه حق مطلب را ادا کنی و خوبی‌اش هم این است که تو فقط روی یک کار باید تمرکز کنی. در آلبوم‌های مشترک هم چیزی که هست این می‌تواند باشد که وقتی تو در قالب یک مجموعه‌ای و قرار است کارت در بین بقیه کار‌ها قرار بگیرد، تمام انگیزه‌ات این است که بهترین باشی و به چشم بیایی. کارت شنیده شود. البته در آلبوم‌های انفرادی من هم همین سعی و تلاش هست ولی چون حجم کار‌ها بالاست و تمرکز تو روی کلیت کار است نه یک قطعه، کار سخت تری پیش روی توست. 
  • تو در حال حاضر دو آلبوم کاملا حاضر و آماده داری که به فاصله دو هفته از هم منتشر می‌شوند. یکی آلبوم خودت «زندگی من» که ظرف یکی دو روز اخیر وارد بازار می‌شود و آلبوم «خاص» که آن قطعه‌ای که من از تو شنیدم، قابلیت «هیت» سال را هم دارد. خودت دوست داری کدام آلبوم زود‌تر در بازار منتشر شود؟
حتما آلبوم خودم را دوست دارم که زود‌تر در بازار موسیقی کشور منتشر شود. چون با توجه به فاصله زمانی‌ای که در بین این دو آلبوم برای انتشارشان در بازار موسیقی می‌بینم، فکر می‌کنم انتشار آلبوم خودم، بهتر بتواند خودش را نشان دهد. چون باید روند کاری هر خواننده‌ای صعودی باشد. من از آلبوم‌ام به عنوان یک کار آبرومند و قوی دفاع می‌کنم و تک تراکی هم که در آلبوم «خاص» از من گنجانده شده، جزء بهترین کار‌هایم است. پس دو کار خوب پشت سر هم می‌تواند روند صعودی کارنامه هنری یک خواننده را تضمین کند و به مخاطب این دید را بدهد که خواننده مورد علاقه‌اش بخاطر او همیشه سعی می‌کند بهترین آثار را تولید کند. 
  • دوست دارم قبل از شروع بحث در مورد آلبوم «زندگی من» کمی به عقب برگردیم و در مورد آن یک سالی که تو پس از انتشار آلبوم «NO NAME» با انتخاب «زایا سلیمان» به عنوان مدیر برنامه‌هایت و مدیر اجرایی کنسرت‌هایت، اشتباه بزرگی را مرتکب شدی و عملا یک سال مهم از کارنامه هنری‌ات را فنا کردی.
ببین شاید دوستانی که از بیرون به ماجرا نگاه می‌کنند زیاد از ماجرا و اتفاقاتی که در بطن قضیه افتاده با خبر نباشند. بعداز انتشار آن آلبوم و با توجه به اینکه توقع خیلی بیشتری برای موفقیت‌اش با توجه به زحمت و وسواسی که برای جمع کردن‌اش کشیده بودم، داشتم. انتظار بازتاب‌های بیشتر و قوی تری را داشتم. چیزی که دلم می‌خواست برای آن اتفاق نیفتاد. جالب اینجا بود که با انتقاد هم مواجه شدم. این اتفاق عجیبی بود که برخی‌ها در مقابل این آلبوم موضع گرفتند. من هم آدم احساساتی‌ای هستم و اینگونه مسائل روی من تاثیر می‌گذارد. حالا پس از چند سال متوجه شدم که آن آلبوم آلبوم خوبی بود ولی باب میل بعضی‌ها نبود که این آلبوم رشد کند و بالا بیاید. آن‌ها در آن مقطع، همه سعیشان بر این بود که آن اعتماد به نفس را از من بگیرند. اوضاع وقتی جالب‌تر شد که آلبوم سوم من «احساس» وارد بازار شد و همان‌هایی که از «NO NAME» انتقاد می‌کردند، به من گفتند که آلبوم قبلی‌ات بهتر بود! ولی دیگر دیر شده بود. من بخاطر انتقادهای آن زمان که از آلبوم «بی‌اسم» شد، آلبوم «احساس» را به کلی تغییر داده بودم و رفته بودم به سمت بیشتر حسی شدن و ریتم را از آلبوم سوم‌ام گرفته بودم. 
  • و این رفتار‌ها باعث سرخوردگی‌ات شد، نه؟
دقیقا. حس خوبس نداشتم و در‌‌ همان شرایط بود که با زایا آشنا شدم. آن زمان زایا مدیریت کنسرت‌های احسان خواجه امیری را هم بر عهده داشت و قرار شد که در موازات او، کار اجراهای زنده من را هم به عهده بگیرد و موتور نه چندان فعال کنسرت‌های من را فعال کند. البته این اتفاق نیفتاد و من هم نمی‌توانم از زایا ایراد بگیرم. آن زمان فضا را نسبت به من منفی کرده بودند و او هم درگیر کارهای احسان بود. به هر حال هر کسی حق دارد که اول از هر چیزی منافع خود را در نظر بگیرد. ولی آن زمان فضا خیلی علیه من بود و زایا هم وقت این را نداشت که سعی کند اوضاع را بهتر کند. اگر در آن سال فرصت یک بار اجرای زنده برای من مهیا می‌شد من می‌توانستم خیلی از بی‌مهری‌ها را جبران کنم و به قولی بازگشت پر فروغی را داشته باشم. حالا هم با زایا دوستان خوبی هستیم و هیچ اتفاقی بین ما نیفتاده است. فقط دیگر با هم کار نمی‌کنیم. 
  • قبول داری که آلبوم «NO NAME» آلبوم «زیادی خوبی» بود و همین زیادی خوب بودن آن به موفقیت‌اش ضربه زد؟
درصد اشتباهات این آلبوم خیلی پائین بود و خود من هم با صحبت تو موافقم. شاید باور نکنی که برای آن آلبوم ما سی قطعه ساختیم تا به آن یازده تای اصلی رسیدیم. هیچوقت کار تحمیلی نمی‌خوانم و باید کاری را دوست داشته باشم تا آنرا اجرا کنم. آن آلبوم هم از‌‌ همان کارهایی بود که به شدت دلی بود. ما دو آلبوم را سوزانده بودیم تا به آن یک البوم برسیم. دور بودن چند ساله من از بازار هم اعتماد به نفس من را تا حد زیادی از بین برده بوده بود و این سرخوردگی باعث شد که من نتوانم با قدرت پای آلبوم خودم بایستم و آن زمان از آن دفاع کنم. این عقب نشینی خودم بود که به کار ضربه زد. 
  • ادامه فعالیت‌های تو بعد از آن اتفاقات، آلبوم بعدی تو «احساس» بود و سرانجام کنسرت مشترک‌ات با گروه محمد رضا گلزار «ریزار». ادامه همکاری تو با گلزار هنوز امکان دارد؟
هر چیزی امکان دارد. آن تجربه برای من بسیار خوب و قابل احترام بود و هرگز هم از انجام آن پشیمان نخواهم شد. رضا گلزار پسر بسیار محترم و باشخصیتی ست که به من احترام ویژه‌ای قائل است و من هم متقابلا او را دوست خوب خودم می‌دانم. ولی ماجرا این است که در برنامه‌های ایشان مجموعه‌ای حضور دارند که معمولا خود ایشان آن‌ها را انتخاب می‌کنند و من هم به هر حال به عنوان یک خواننده این حق انتخاب را دارم که در کنار یک مفر دوست دارم قرار بگیرم یا ندارم. بخاطر همین همکاری جدید ما فعلا انجام نشده و باید ببینیم که در آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد. 
  • هیچوقت در مورد نحوه شروع این همکاری صحبت نکردهای. به هر حال رضا گلزار شخصیت کاریزماتیکی است که جغرافیای انتخاب فراوانی می‌تواند داشته باشد. چرا تو؟ ماجرا از کجا شروع شد؟
من تا قبل از این همکاری به هیچ وجه با رضا ارتباط نزدیکی نداشتم و وقتی هم که او با من تماس گرفت، من فکر می‌کردم که یک نفر با من شوخی می‌کند! چون به صدای ایشان از پشت تلفن هم آشنایی نداشتم. من از این دوست‌ها که فقط با شوخی‌هایشان دوست دارند همه را سر کار بگذارند زیاد دارم. بعد ماجرا جدی‌تر شد و از من دعوت کرد تا به دفتر‌اش بروم و به محض اینکه از نزدیک همدیگر را دیدیم و زمان کوتاهی از این آشنایی گذشت، من تازه متوجه شدم که رضا چقدر به کارهای من علاقمند است و بی‌‌‌نهایت هم با من محترمانه رفتار می‌کرد که خیلی برای من جالب بود و همین باعث شد که برای این همکاری دلگرم بشوم. این همکاری بخاطر آن انرژی مثبتی که از رضا به من رسید بسیار قابل توجه بود و من هم قبول کردم و کار را شروع کردیم. این حس خوب به نظر بعد از پروژه فیلم «دوخواهر» بین من و رضا قوی‌تر شد و باعث شد که بهتر بتوانیم همدیگر را درک کنیم. 
  • من چند بار قبل از اینکه شما برسی، از طریق دوستان تهیه کننده آلبوم جدیدیت، «زندگی من» را گوش کردم. از خودت در مقابل نقد من دفاع کم. به نظرم در این آلبوم بیشتر خیز برداشته‌ای به سمت آلبومی «کنسرتی‌تر». موافقی؟
وقتی روی استیج می‌روم برای حاضرین در سالن می‌خوانم، انرژی خوبی دارم و سعی می‌کنم که آنرا به مخاطبم تزریق کنم. به هر حال همه کسانی که هزینه می‌کنند و بلیط برنامه من را می‌خرند و به سالن می‌آیند توقع دارند که اندازه‌‌ همان هزینه، از برنامه لذت ببرند. آن‌ها با یک احساس شادی و سرخوشی از سالن بیرون بروند و این وظیفه من است. به نظرم ترانه‌هایی که انرژیک‌تر است به این فضا و تلقین این حس به مخاطب کمک می‌کند. اگر من در برنامه‌ام بیش از حد به سمت ترانه‌های آرام و غمگین و عاشقانه بروم، بیشتر انرژی مخاطب را می‌گیرم. یک ماجرای دیگری هم که هست این است که تا دو سه هفته دیگر فصل تابستان شروع می‌شود. در این فصل رنگ‌ها و فضاهای طبیعت، شاد‌تر است و مردم ما هم سلیقه‌شان نسبت به چند سال پیش خیلی تغییر کرده است. خیلی مثبت‌تر و انرژیک‌تر شده‌اند و دیگر ترانه‌های منفی و غمگین جایی در انتخاب مخاطب ندارد. «هیت» شدن ترانه‌های عمدتا مثبت هم در این یکی دو سال اخیر این واقعیت را بیشتر تایید می‌کند. گذشته از همه این‌ها هم به نظر من دلیلی ندارد که ما مردم را به سمت غم و خودکشی و ناله سوق بدهیم. می‌توانیم همیشه به همه چیز، حتی بزرگ‌ترین مشکلات هم مثبت‌تر نگاه کنیم. 
  • برخی از مخاطبان پر و پا قرص تو نسبت به ترانه‌های اسلو و عاشقانه‌ات، تعصب دارند و به کارهای آرام تو علاقه فراوانی دارند. به آن‌ها چه جوابی داری که بدهی؟
یکی از کسانی که مدت هاست کارهای من را می‌شنود و علاقمند است یک بار به من گفت که بابک تو هم خودت خیلی اخلاق خوب و مهربانانه‌ای داری و هم صدایت تا حد زیادی مهربان و عاشقانه است. بخاطر همین نرو به سمت کارهایی که به صدای تو نمی‌آیند و به شخصیت‌ات نمی‌خورد. در این آلبوم هم «دوست دارم» و «افسانه» را برای این قبیل مخاطبان‌ام در نظر گرفته‌ام. کارهای آرام و عاشقانه توام با انرژی مثبت. با این ترکیب نتیجه بهتری می‌توانم بگیرم و خودم هم از این بیشتر راضی‌ام. دوست ندارم ادای آدم‌های غمگین را در بیاورم. 
  • تو روی استیج شخصیت و هنر خوب یک آرتیست تمام عیار را داری و در استیج گردانی، مهارت خوبی داری. آرتیست بودن یک خواننده را در بهتر شدن برنامه‌های زنده‌اش چقدر موثر می‌دانی؟
ما خواننده‌های زیادی داریم که صدای خوبی برای اجرای زنده ندارند ولی چون آرتیست هستند، همیشه کنسرت‌هایشان پر مخاطب می‌شود. در مورد خودم هم باید بگویم من برای رفتن روی استیج هیچ تمرینی نمی‌کنم. روی استیج خودم‌ام. نمی‌توانم فیلم بازی کنم. هر چیزی که‌‌ همان لحظه به ذهنم برسد را انجام می‌دهم. 
  • الان که این گفتگو در حال انجام است هنوز آلبوم جدیدت در بازار موسیقی منتشر نشده است. الان بهترین زمانی ست که می‌شود از تو اعتراف گرفت! دو دلیل به من بگو که بابت آن‌ها حس می‌کنی که در آلبوم کم کاری کرده‌ای.
من از «زندگی من» خیلی راضی‌ام. بخاطر همین هیچ مشکل یا کم کاری یا عذاب وجدانی را در خودم نمی‌بینم. فقط در زمینه تنظیم باید بگویم که خیلی دوست داشتم با یکی دیگر از دوستان هم در یکی از کار‌ها همکاری کنم که نشد. چون من آدم منظمی هستم و زمان بندی من به من اجازه نداد که این همکاری قطعی شود. ولی در کل هیچ کم کاری در آن نیست و آلبوم را دوست دارم. 
  • و برای اولین بار در آلبوم خودت، ترانه سروده‌ای.
من هیچ ادعایی در مورد ترانه سرا بودن‌ام ندارم. ترانه این کار حس درونی من است که در قالب ترانه در آمده. یک روز نشسته بودم و یهو این حس آمد. به قدری این حس قوی بود که در‌‌ همان لحظه و به صورت همزمان ملودی‌اش هم ساخته شد. بعد در کنسرت ۲۷ اسفند هم دیدم که همه اجرای آن را از من می‌خواهند و من حالا این حس را پیدا کردم که چیزی که از دل برآید، به دل می‌نشیند. از آن کارهایی ست که از آن خسته نمی‌شوم. کار ماندگاری خیلی بالایی دارم به نظرم. چون دوست دارشتن آدم‌ها که هیچوقت تمام نمی‌شود! 
  • شخصیت این روزهای تو بیشتر به کدام یک از کارهای آلبوم جدید‌ات نزدیک‌تر است؟
باالطبع به کارهایی که ترانه‌شان را خودم گفته‌ام. چون در واقع خودمم و از سرشت من‌زاده شده است. در بقیه کار‌ها هم اگر قرار باشد که انتخاب کنم «افسانه» را خیلی دوست دارم. 
  •  این «افسانه» را از قرار خیلی دوست داری که چندین بار روی آن تاکید می‌کنی؟
بله حس عجیب و خاصی روی آن دارم. افسانه «دوست دارم» دیگری خواهد بود و به نظرم همانی ست که مخاطبان همیشگی من از من توقع داشتند. 
  • دوست دارم یک پیش بینی صادقانه در مورد آلبوم جدیدت بکنی. چیزی که دلت می‌گوید در مورد آخر و عاقبت این آلبوم.
خیلی می‌ترسم! چون رقابت سخت شده. ولی سبک و مارکت خودم را دارم و کار خودم را انجام می‌دهم. ولی اگر بخواهم در یک جمله همه حس‌ام را به تو بگویم، باید بگویم که زندگی من با آلبوم «خاص» کامل می‌شود.... 
  • حرفی مانده؟
محسن افشار خیلی برای روشن شدن موتور خاموش کنسرت‌ها به من کمک کرد. از او تشکر می‌کنم. از تک تک تیم کاری‌ام در آلبوم تشکر می‌کنم و همه می‌دانند که در قلب من جا دارند. برادران حاتم‌پور (تهیه کنندگان آلبوم جدید من) در خیلی از جا‌ها دست من را برای انتخاب باز گذاشتند و این خیلی برای من دوست داشتنی است. من آدم قدردانی هستم و دوست دارم از این طریق از آقایان بصیرت نیا و علمشاهی هم تشکر کنم که در کنسرت‌هایم دست و بالم را نبستند و اجازه دادند از کارهایی که امتیازش در اختیار آن‌ها بود استفاده کنم. آلبوم همین روز‌ها منتشر می‌شوئد و امیدورام به سرنوشت خوبی دچار شود. مهم رضایت مخاطبان استو این بزرگ‌ترین هدف من در «زندگی من» است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 17 خرداد 1390




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای . محفوظ است